باغ ننه ستاره بارون شده ...... خونه ی قلبش نور بارون شده
یکشنبه 24 مهر 1390 10:56 قبل از ظهر
سلام به گلهای همیشه بهار باغ ننه
میدونید امروز چه روزیه ؟
بله امروز روزیه که آقای عزیز دل گفت یا نسیب و یا قسمت و تورش رو به دریا انداخت
و یه گوهر گرانبهای بی نظیر یعنی من رو از آب صید کرد.
هی یادش بخیر.
امروز فرخنده سالگرد اسارت آقای عزیز دل در دستهای مبارک منه.
هنوز تحقیقات ادامه داره معلوم نیست چه کسی صیاده و کی صید .
خجسته سالروز ازدواج ما مبارک.
گلهایی که نگاهی به مطالب قبلی انداختن میدونن که زندگی ننه بالا پایین زیاد داشته
اینجوری نبوده که همیشه احساس کنه که بهترین شوهر عالم نسیبش شده

تازه بعضی وقتها ( شما که غریبه نیستید فکرهای بدی هم مثل جدایی و.......................
به سرش زده) .
*حتی گاهی در خلوت از خدا سوال کرده که : من که خودم رو به دست تو سپرده بودم ؟
آخه این چه سرنوشتی بود که رقم زدی ؟
اما حالا از گله و شکایت خودش خیلی شرمنده است.
حالادیگه فهمیده اونچه خداوند برای بنده اش می پسنده بهترینهاست.
وما انسانها فقط به خاطر اینکه از خیلی چیزها خبر نداریم و کوته فکر و عجولیم
کلی بی تابی میکنیم و شکایت میکنیم در نهایت ضرر میکنیم .
خلاصه حالا ننه میخواد بگه که چقدر خوشحاله و چقدر احساس آرامش میکنه .
و میخواد اعتراف کنه که آقای عزیز دل بهترین موهبتی بود که خدا به او عطا کرده .
شاید این حرفها برای ما پیرو پاتالها یه کم لوس و کلیشه ای به نظر برسه
ماها دیگه حرفهای دلامون رو با نگاه میزنیم.
یه جمله هم میخوام به آقای عزیز دل بگم (............................) همین
ببینید خودش فهمید. .
اما شما که اینجا نیستید که حرفهای دل ننه رو از چشماش بخونید
راستی یه موضوع جالب دیگه و اون اینکه روز ازدواج ما روز 24 مهر ماه ،
روزمیلاد امام حسن عسگری(ع) بودو سال بعد درست در همین روز ،
یعنی 14 مهر دخترم یاسمن به دنیا اومد.
فکرش رو بکن آخه چند ا اتفاق خیلی مهم میتونه توی یه روز برای یه نفر اتفاق بیفته ؟
خلاصه امشب توی باغ ننه جشنه شما هم دعوتید .کادو یادتون نره .

دیدگاه ها : مهمان
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 مهر 1390 11:30 قبل از ظهر
تبلیغات 

